دولت و ملت، همدلی و هم زبانی استانداری اصفهان
صفحه اصلی
فرهنگ و هنر
سابقه و وضعيت فرهنگي هنري اصفهان
اصفهان را پايتخت فرهنگي هنري ايران مي دانند واين لقب برازنده از آن روست كه اين استان از نظر فرهنگي هنري وتاريخي در ايران بي همتا ودر پاره اي جهات در جهان بي نظير است

اصفهان با فرهنگ اصيل وتمدني ژرف وكهن همواره در آسمان تابناك بشري تك ستاره اي درخشان بوده است

سابقه فرهنگي اين شهر با تاريخ اسلام پيوند خورده است چنان چه در عصر اسلامي وفتح اصفهان توسط مسلمانان تعاطي فرهنگ ملي با اسلام به سرعت به صورت يكي از پايگاههاي مهم نشر اسلام درآمد

اگر از سابقه فرهنگ اصفهان وارتباط آن با اسلام سخن به ميان آيد سيماي سلمان فارسي صحابي نزديك رسول خدا كه تا معراج منا اهل البيت عروج نمود مجسم مي شود ونظاميه ها وحوزه هاي علميه اين شهر كه قرنها ميعادگاه عاشقان علم ومعارف اسلامي بوده است را ترسيم مي كند زمينه هاي مساعد فرهنگ اصفهان يعني حسن موقعيت جغرافيايي ومختصات طبيعي با پيشينه تمدن غني اين شهر درهم آميخته وبستري مناسب براي بالندگي فرهنگ اسلامي شده است

مورخين ,باستان شناسان و ايران شناسان خارجي يك قرن اروپا اصفهان را در رديف شهرهاي مهم دوره اول تاريخي دنيا مانند پكن ونيز رم وفلورانس معرفي كرده اند واز نظر اهميت تاريخي واسلامي اصفهان ستاره جهان اسلام لقب گرفته است

شهر اصفهان از دير باز مركز ادبا ,شعرا ,علما وفلاسفه ايران بوده است چنان چه دانشمند بزرگي چون ابوعلي سينا كه كتابهاي او تا چندي پيش در اروپا تدريس مي شد وفلاسفه بزرگي چون ابن مسكويه ,راغب اصفهاني و ابوعبدالله معصومي در اصفهان مي زيسته اند

شعر وادب در تاريخ اصفهان ظهور ورونق فراوان داشته وبه غير از چند دوره كوتاه اين شهر همواره مركز ادبا وعلماي ايران بوده است چناچه سبك مشهور هندي _اصفهاني _ توسط شاعران اين ديار ابداع گرديده وشمار زيادي از شاعران مشهور ايران چون جمال الدين عبدالرزاق اصفهاني ,كمال الدين اسماعيل ,سيد احمد هاتف اصفهاني ,شيخ محمد علي حزين ,آذر بيگدلي ومحمد حسين صغير اصفهاني از اين خطه هستند كتابهايي همچون نقدالشعر ,العروض المعاني والقانون في اللغه كه در شش قرن اوليه اسلام توسط شاعران واديبان اصفهاني نگاشته شده است گوشه اي از عظمت شعر وادب اين استان را مي رساند

موقعيت علمي اصفهان به گونه اي بوده كه به شهرهاي ديگر معلم مي فرستاده است بعضي از اين معلمان اصالتا اصفهاني بودند عالماني چون حمزه اصفهاني ,صاحب ابن عباد ,حافظ ابونعيم ,شيخ بهاالدين عاملي ,حكيم شفايي ,ميرمحمد باقر داماد ,محتشم كاشاني ,مير فندرسكي ,ملاصدرا,علامه مجلسي ,سيد شفتي,ميرزاجهانگيرخان قشقايي,شهيد سيد حسن مدرس ,آيت الله حاج رحيم ارباب ,استاد جلال الدين همايي,سيدمجتبي نواب صفوي ,آيت الله اديب وآيت الله طيب ودهها اديب فيلسوف ودانشمند ديگر هركدام ستاره هاي درخشاني بودند كه كهكشان علم وادب وفرهنگ اصفهان را منور ساختند وبا تاليف كتب وديگر اقدامات علمي وفرهنگي يادگارهاي ارزشمندي برجاي گذاردند

دانش وفن قرائت قرآن در قرنهاي اوليه اسلام در اين شهر شكوفايي يافته وكتابهاي مهمي در اين زمينه تاليف شده است به طوري كه در قرون اوليه اسلامي در مجموع از 84 قاري نام برده شده است كه از ميان آنها مي توان به نافع ابن عبدالرحمن قاري ممتاز اصفهاني كه از صحابه رسول خدا بوده است اشاره كرد

درزمينه چاپ ونشر استان اصفهان سابقه طولاني دارد به طوري كه اولين چاپخانه ايران در اصفهان داير گرديده است

صنايع دستي اصفهان در طول قرنهاي متمادي به عنوان نماينده هنر اصيل اسلامي وايراني در دنيا شناخته شده است وهمراه با نام اصفهان در ذهن هر شنونده اي بيدرنگ تصوير كاشيهاي معرق ,تابلوهاي مينياتور,قاليهاي نفيس ,نقش هاي قلمكار ,خاتم كاري ,مينا,قلمزني ,منبت ,معرق ,تذهيب ,گلابتون ,مليله كاري ,مرصع كاري ,رسم وگز تداعي مي شودويژگيهاي فكري تخيلي وذوقي صنعتگران اصفهان موجب شده كه اين صنايع از نظر تنوع در ميان ساير شهرهاي ايران مقام اول را دارا باشد مصنوعات دست ساز اين هنرمندان نظر خريداران ايراني وخارجي را بخود جلب كرده است .

صنايع دستي اصفهان :
· قالي بافي: اصفهان در زمان صفويه يكي از مراكز عمده قاليبافي بود. در اين شهر تعداد زيادي كارگاه وجود داشت كه در آن قاليهاي زر بفت بافته مي شد. اصفهان در فتنه افغان آسيب فراوان ديد و تعداد بسياري از هنرمندان و صنعتگران خود را از دست داد ولي پس از چندي توانست رونق اوليه خود را به دست آورد. در زمان قاجاريه قالي بافي اصفهان دوباره احياء شد. در جنگ جهاني اول اصفهان يكي از مراكز عمده تهيه قاليچه بود و پس از آن نيز بحرانهاي زياد اقتصادي تاثير در كار قالي بافي نگذاشت چون قاليچه هاي آن بسيار ارزان تهيه مي شد.

تعداد رنگهاي انتخاب شده در قاليهاي اصفهان بسيار محدود است. گره قاليهاي اصفهان فارسي بوده و جفتي آن نيز كم نيست. رنگهاي طبيعي بسيار كم مصرف مي شود و بيشتر در قاليهاي خوب از رنگهاي شيميايي دندانه اي استفاده مي شود.

در روستاهاي اطراف اصفهان نيز كم و بيش دارهاي قالي وجود دارد. روي اين دارها قالي و قاليچه ها طرح شاه عباسي و ساير طرحهاي اصفهان بافته مي شود. رنگهاي بكاررفته در آنها عموماً نباتي بوده و بيشتر از روناس، قارا، اسپرك، گنده يا گندل، پوست گردو، پوست انار و چند گياه ديگر استفاده به عمل مي آيد. از توابع اصفهان كه در هنر قالي بافي مشهور هستند از قاليچه هاي بختياري و قالي هاي جوشقان بايستي نام برد. قاليچه هاي بختياري را البته بيشتر در روستاهاي شهركرد و چهار محال مي بافند. قالي و قاليچه هاي جوشقان از زمان صفويه مشهور عالم بوده است و سابقه قالي بافي جوشقان به پيش از زمان صفويان مي رسد. ولي در روزگار شاه عباس اين صنعت در آنجا توسعه بسيار يافت. در آن زمان كارگاههاي متعدد شاهي در آنجا مشغول كار بوده اند. جوشقان در آن زمان از توابع كاشان بوده است. در موزه هاي اروپا و امريكا تعداد زيادي قالي وجود دارد كه منصوب به اين روستاي كوچك بوده است. قاليهاي جوشقان ريز بافت و دوپوده است.

نقش قالي جوشقان شكسته است و شايد از دويست و پنجاه سال پيش تابحال همچنين ثابت مانده است. رنگهاي آن از بهترين رنگهاي طبيعي انتخاب مي شود و همچنين رنگها كاملاً زنده و شاداب است. نوع پشم قالي جوشقان بسيار خوب و خامه آن دستريس است و گره جفتي چندي است كه در جوشقان رخنه كرده است. درميمه واقع در سه فرسنگي جوشقان بر سر جاده اصفهان به تهران نيز قاليهايي با همان نقش شكسته جوشقاني اما ريز بافت و بهتر از كار خود جوشقان بافته مي شود.

نايين در شمال يزد و كناره دشت كوير قرار دارد و پيش از اين به بافتن عباهاي بسيار لطيف شهرت داشت اما پس از آنكه در كشور ما مردم به لباس اروپايي درآمدند عبا منسوخ گشت. بافندگان نايين مانند شال بافان كرمان و مخمل و زيبا بافان كاشان به قالي بافي روي مي آوردند. صنعت قالي بافي در نايين در آستانه جنگ دوم جهاني آغاز شد و چون بافندگان آنجا همواره با پشم نازكتر سروكار داشتند به بافتن قاليچه هاي بسيار ريز بافت پرداختند و از آنجا كه ميزان توليد كم و جنس بسيار خوب بود، بازار خوبي براي كالاي خود يافتند. كه در زمان جنگ باز بر رونق آن افزوده شد. بدين ترتيب قالي نايين كه شايد بهترين قالي امروز ايران باشد پديد آمد. پشم نايين نازكتر و نرمتر از ديگر پشمهاي ايران است. رنگها چندان دلاويز نيست و تنوع ندارد. شايد90 درصد قاليهاي اصفهان داراي متني است به رنگ كرم بايك ترنج سرمدادي يا آجري و حاشيه آجري تند، رنگهاي فرعي نيز در مايه هاي تند و شماره آنها محدود است و شايد در سراسر صنعت قالي بافي اصفهان بيش از 15 رنگ بكار برده نشود. مسئول اين امر البته رنگرزان اصفهان هستند. ولي همچنين خود صاحب كار كه توجهي به مايه هاي رنگي كه تحويل مي گيرد ندارد نيز مقصر است.

· قالي كاشان: قاليهاي تاريخي و گرانبهاي كاشان مظهر زيبايي ذوق و هنر ايرانيان در جهان است. قالي ايران كه عامل بزرگ شناسايي كشور كهنسال ما به جهانيان گشته و اكنون در زندگاني همه اقوام بشر از هر نژاد و ملت خودنمايي مي كند، گذشته از تامين نيازمنديهاي زندگي و تشكيل اندوخته پربهاي هر خانه و خانواده اي، ارزنده ترين نماينده انديشه هاي لطيف انساني و زيباترين پديده هاي دلپذير بشمار مي رود. اما قالي كاشان كه شهرت آن دنيا را فرا گرفته و شامل گرانبها ترين آثار هنري و قطعه هاي ممتازي در نوع خود مي باشد از نظر تاريخي دو عصر متفاوت و مختلفي را پيموده و يك تعطيل طولاني و فاصله زماني قريب به دو قرن اين دو مرحله را از يكديگر جدا ساخته است.

هر چند اظهار نظر قطعي درباره همه قالي هاي بافت كاشان كه اكنون در موزه ها و مجموعه هاي دنيا موجود است كار سهل و آساني نيست اما از بررسيهاي فني كارشناسان و تحقيق و تطبيق كلي و قراين ديگر خصوصياتي از قالي كاشان به دست آمده كه براي شناختن و تشخيص آنها بسيار مؤثر است. از جمله تزئينات مربوط به نقش و تزئينات و ريزه كاريها و نقش و نگار مشتركي كه با ظروف سفالي و كاشي سازي كاشان در آنها موجود است.همچنين بافت ريز و مخمل نما و ظرافت خاص آن نسبت به قالي هاي ديگري كه باگره فارسي بافته شده است. پروفسور پوپ مختصات ديگري را هم براي نقشه قاليها ي كاشان شمرده است مانند: ترنجهاي كنگره دار و برگهاي ظريف، شاخه ها و برگهاي دندانه دار و ... .

· قلمكارسازي استان اصفهان: قلمكارسازي يكي از صنايع دستي پر سابقه اي است كه قرنها در اوج شهرت بود و از دوره مغولها در ايران مرسوم شده است. در دوره مذكور به منظور جلب نظر خوانين مغول ايرانيان نيز دست به ابتكاراتي زدند كه از جمله ابداع نقاشي روي پارچه يا پارچه هاي قلمكار بود، سپس اين صنعت در زمان صفويه گسترش بيشتري پيدا كرد.

به هر صورت عمر پرشكوه اين صنعت در زمان صفويه بود و در اواسط عصر قاجاريه بتدريج از رونق آن كاسته شد. در زمان سلطنت شاه عباس كبير اين صنعت رونق بسزايي يافت و بيشتر لباسهاي مردانه و زنانه از پارچه هاي قلمكار تهيه مي شد و اين پارچه ها در اين زمان شهرت فراوان داشته و مورد توجه درباريان بود و از اينرو بيشتر لباس آنان از " قلمكارزر" يا " اكليلي" تهيه مي شد. در آن زمان محلهاي مخصوصي براي تهيه لباس درباريان در بازار قيصريه اصفهان وجود داشت وپارچه هاي قواره اي قلمكارراكه دراصطلاح آن روز "دلگه" ناميده مي شدرا از آن محلها به دست مي آوردند.

در زمان سلطنت رضا شاه با امتيازات خاصي كه براي صنعتگران و ارباب حرف به ويژه صنعتگران قلمكار فراهم شد بار ديگر اين صنعت رونق گذشته خود را به دست آورد و عده اي از استادكاران بزرگ قديمي مثل شيخ حريري مشهدي عبدالخالق، حاج محمدرضا و حاج محمد تقي اخوان چيت ساز، برادران بيرجندي و شيخ بهايي و چند تن ديگر شركت توليد قلمكار را تشكيل دادند.

اگر علاقه و پشتكار عده اي از استادكاران اين فن نبود، اكنون اثري از اين صنعت ظريف باقي نمي ماند ولي تلاش پيگير صنعتگران اين رشته و استقبالي كه از آن شد موجب شد تا بار ديگر حجم تقاضا براي اينگونه پارچه هاي نقش دار افزايش يابد و چون مقدار توليد و عرضه اين محصول محدود بود صنعتگران را به چاره انديشي و پيدا كردن راه حل جهت عرضه بيشتر باهمان كيفيت هنري واداشت. در اين مورد تنها راه چاره را ايجاد نقوش مورد نظر را روي قالب و انتقال قالبهاي مذكور روي پارچه دانستند.

معروفترين استاد قالب تراش در اين رشته مرحوم استاد رحيم بيدادي بود كه سالها پيش در گذشت. از استادان ديگر قالب تراش مي توان از استاد اسماعيل قالب تراش و استاد مهدي اوليايي نام برد.

· خاتم سازي اصفهان: خاتم هنر آراستن سطح اشياء با مثلثهاي كوچكي است كه طرحهاي گوناگون آن همواره به صورت اشكال منظم هندسي بوده است. اين شكلهاي هندسي را با قرار دادن مثلثهايي كوچك در كنار هم نقشبندي مي كنند. مي توان گفت، كار خاتم نقشهاي هندسي تشكيل شده از مثلثهاي سه پهلو (متساوي الاضلاع) است كه از عاج، استخوان، چوب و مفتول برنج ساخته شده و معمولاً به ضخامت 2 ميلي متر در سطح خارجي يا سطح داخلي و خارجي اشياء چوبي چسبانده مي شود.

آثاري كه از قديم مانده نظير درهاي كاخها، رحلهاي قرآن و صندوقهاي مقابر خاتمكاري نشان مي دهد كه اين هنر در زمان قديم و به ويژه عهد صفويه رواج كامل داشته يكي ازمراكز اصلي آن هم اصفهان بوده است. اما همين معلوم مي كند تا چند سالي اين هنر در اصفهان رو به زوال گذاشته و تنها شيراز مركز اين صنعت شده است.

در ابتدا كار خاتم با استفاده از مثلثهاي بسيار بزرگ كه پهلوي هم قرار مي دادند تهيه مي شد ولي به تدريج با پيشرفت ذوق و تبحر هنرمندان ابعاد مثلثها ريزتر و كوچكتر شد. بهر حال هنر خاتم سازي از زمان پيدايش تا كنون تحولاتي را داشته است. صنعتگران خاتم ساز براي تهيه خاتم از مواد اوليه متنوعي استفاده مي كنند كه در كمتر صنعت دستي ديگري اين چنين تنوعي به چشم مي آيد. اين مواد عبارتند از: چوب فوفل، چوب گردو، چوب نارنج، چوب عناب، استخوان شتر، مفتول برنجي، لايه برنجي، سريشم گرم، سريشم سرد، فرمالين، فيبر و روغن جلا و تخته سه لايي. غير از آن براي تكميل ساخت از چفت و لولا و غيره نيز استفاده مي كنند. از خاتم در تهيه محصولات مختلفي استفاده مي شود كه از آن جمله است: قاب عكس، جعبه سيگار، عصا، پيپ، جعبه لوازم آرايش، جا كليدي، جاقلمي و جلد آلبوم.

در اصفهان علاوه بر اشياء خاتم كه به شيوه شيرازي مي سازند قسمتي از مصنوعات خاتم را با نقره و مينا سازي توأم كرده اند كه در شيراز وجود ندارد. مثلاً جعبه هاي خاتمي كه رويه آن را نقاشي مينياتور مي كنند و روي آنرا روغن مي زنند.

· ساخت و قلمزني فرآورده هاي مسي و برنجي: يكي از پر رونق ترين رشته هاي صنايع دستي اصفهان ساخت و قلمزني محصولات نقره اي مسي و برنجي است. مواد اوليه مورد مصرف سازندگان فرآورده هاي مس و برنج و نقره شامل نقره، مس، برنج و آلياژ مس و برنج است. مقداري از مواد اوليه مذكور از كشورهاي ديگر نظير يوگسلاوي بقيه آن در ايران از شركتهاي برق منطقه اي و شركت ملي نفت ايران و غيره تهيه مي شود.

ابزار كار صنعتگران اين رشته از دو دسته تشكيل مي شود. يك دسته از ابزار در مرحله ساخت محصولات مورد استفاده قرار مي گيرد مانند دستگاه خم كاري، موتور فرچه، كوره برقي، سندان، چكش و دسته ديگر كه در مرحله قلمزني مورد احتياج است و عبارت از دستگاه قير آب كني، پرگار، تعدادي قلم آهني، چكش و غيره است. برخي از كارگاه هاي اين رشته صرفاً بكار ساخت محصولات نقره مسي و برنجي مشغول هستند و در مقابل كارگاههايي نيز وجود دارد كه فقط كارقلمزني برروي اين فلزات را انجام مي دهند و دسته سوم كارگاههايي مي باشند كه به هر دو كار ساخت و قلمزني تواماً مي پردازند.

· منبت كاري: واژه منبت به معناي كنده كاري خاص و همراه با خلل و فرج روي چوب است كه سابقه اي ديرينه دارد، شايد بتوان آغاز تاريخ منبت كاري را از زماني دانست كه انسان نخستين بار، با ابزاري برنده چوبي را تراشيده است. در حال حاضر هم هنر منبت كاري همچنان رواج دارد و در گوشه و كنار ايران هنرمندان بسياري بدان مشغولند اما متأسفانه رفته رفته استفاده از نقوش اصيل كه شامل طرحهاي اسليمي و ختايي يا گل و بوته است رو به فراموشي مي رود و طرحهاي خارجي جاي آنها را مي گيرد. در نوعي از اين هنر بجاي آنكه زمينه چوب را كنده كاري كنند ونقش مورد نظر را برجسته سازند چوبهاي مختلف را با رنگهاي گوناگون طبيعي آن بريده پهلوي هم قرارمي دهند. اين كار شباهت زيادي به هنر موزائيك دارد. در اين گونه جديد از چوبهاي شمشاد براي رنگ زرد و عناب براي رنگ قرمز استفاده مي كنند. زمينه كار بيشتر از چوب گردو و يا ريشه درختان جنگلي است كه خود داراي نقوش زيبايي هستند. مهمترين ماده اي كه روي آن منبت كاري مي كنند چوب است. اين چوب بايد محكم و بدون گره باشد. براي اين منظور از چوبهاي آبنوس، فوفل، بقم، شمشاد، و عناب و گردو، استفاده مي كنند. البته آبنوس و بقم چون هم محكمتر و هم چربتر هستند دوام بيشتري دارند اما در ايران بخاطر فراواني چوب گردو اكثراً از اين چوب استفاده مي شود. منبت كاري چوب در شهرهاي گلپايگان و اصفهان رونق و رواج درخور و شايان توجه اي دارد.

· نمد مالي: نمد مالي در استان اصفهان رونق فراوان دارد و يكي از مراكز مهم توليد انواع نمد شهر«شهرضا» است.

· گيوه بافي و گيوه دوزي: متأسفانه گيوه دوزي در شهرهاي مختلف استان اصفهان در حال از بين رفتن است. گيوه دوزان اين شهر علاوه بر توليدگيوه به تعمير كفش نيز مي پردازند. نحوه توليد گيوه كه شامل تهيه رويه، تهيه تخت گيوه و نهايتاً دوخت رويه و تخت است، همانند ساير مناطق كشور است.

· عبا بافي در نايين: نايين در مشرق شهر اصفهان قرار دارد و تنها صنعت دستي آن عبا بافي كه در ناحيه اي نزديك شهرنايين به نام محمديه وجود دارد.

حدود 25 درصد عباهاي توليد شده در محل به فروش مي رسد و بقيه به شهر هاي مشهد و قم و گاهي كشورهاي عربي ارسال مي شود.

· سفال و سراميك سازي در شهرضا: در شهر اصفهان و نيز در شهرهاي نطنز و شهرضا در استان اصفهان سفال و سراميك سازي رواج دارد. شهرضا از مراكز عمده سفال سازي ايران است و محصولات آن داراي خريداران بسيار است.

نقشهايي كه در سراميك شهرضا به چشم مي خورد اغلب نقش گل و بوته و ماهي است و براي رنگ كردن لعاب نيز از اكسيدهاي فلزات آهن، مس و منگنز و كبالت استفاده مي شود. درشهر نطنز نيز يك كارگاه سراميك سازي با استفاده از خاك استون ور محصولات جالبي را توليد مي كند. در شهر اصفهان هم كارگاههاي متعدد سفال و سراميك سازي وجود دارد.

· پوست و پوستين دوزي: صنعت پوست دوزي در اصفهان از صنايع دستي پررونق اين شهر در گذشته بوده است ولي اكنون آن رونق ديرين را ندارد. فرآورده هاي پوستي اصفهان به لحاظ ظرافت و لطافت الياف و رنگ سفيد يكدست آن خواستاران زيادي دارد. بررسي ها نشان مي دهد كه تعداد خريداران فرآورده هاي پوستي روز به روز در حال كاهش است، از طرفي كاهش تعداد كارگاههاي پوست دوزي نيز حاكي از نقصان تقاضا براي محصولات مذكور است.

· مليله سازي در اصفهان: يكي از رشته هاي صنايع دستي اصفهان كه از ارزش هنري زيادي برخوردار است و توليد محصولات آن نياز به ظرافت و دقت فوق العاده دارد مليله سازي است و فرآورده هاي توليدي صنعتگران اين رشته نمايانگر ذوق سرشار آنان است.

بايد به اين نكته توجه كرد كه در توليد برخي از فرآورده ها چون گل سينه و گوشواره تنها مليله سازان دخالت ندارند بلكه از مينا سازان و زرگران هم استفاده مي كنند و در مقابل انجام عمل به آنان كارمزد مي دهند.

· سكمه دوزي و قلاب دوزي: يكي ديگر از رشته هاي صنايع دستي موجود در شهر اصفهان سكمه دوزي و قلابدوزي است.

مواد اوليه مورد استفاده سكمه دوزان و قلابدوزان عبارت است از:

كتان ايراني و خارجي و نخ پنبه اي (كه از تهران تهيه مي شود و به صورت كلاف يا عمامه اي است)، كتان خارجي را كه بيشتر هم مورد استفاده دارد و عرض آن 140 سانتيمتر است. روميزي گرد، زيربشقابي و دستمالهاي مخصوص از انواع محصولات سكمه دوزان يا قلابدوزان است.

· نگارگري در اصفهان: نگارگري در ايران از سابقه اي طولاني برخوردار است. در زمان شاه عباس دوم كه اصفهان پايتخت و مركز هنر ايران شد، نگارگري هم در اين شهر تكامل يافت. معمولاً براي نگارگري از چوب، عاج، فيبر و استخوان استفاده مي شود و هر كارگاه رأساً اقدام به توليد مي كند ومعمولاً براي دور قاب عكس و جعبه از خاتم و مينا استفاده مي شود. ضمن آن كه بايد گفت عده اي از هنرمندان اصفهاني نيز در زمينه طراحي فرش، تذهيب و تشعير هم فعاليت دارند.

· نقره سازي: نقره سازي از جمله صنايع دستي رايج در شهر اصفهان است كارگاههايي كه در آنها كار نقره سازي انجام مي شود كارهاي ديگر از جمله قلمزني روي نقره محصولات مسي و برنجي انجام مي دهند.

انواع فرآوده هاي توليدي نقره سازان عبارتست از: سرويس چايخوري، گلدان، شمعدان وسرويسهاي چند پارچه.

· مينا كاري اصفهان: مشكل بتوان گفت از چه زماني هنر مينا كاري در ايران رواج گرفته است. زيرا از روزگاران پيش از عهد صفويه نمونه هايي از ميناكاري در دست نيست وحتي از دوران صفوي هم نمونه هاي قابل ملاحظه اي برجاي نمانده است. لكن در دوران قاجاريه مينا كاري به مقدار كم وجود داشته است و اشيايي مانند سرقليان وكوزه قليان وكوزه و بادگير قليان را ميناكاري مي كرده اند.

رواج صنعت مينا كاري در اصفهان از دوران پهلوي و حدود سال 1310 ه.ش. است و مخصوصاً اين كه اين هنر- صنعت به وسيله يكي از استادان هنرمند و بنام اصفهان يعني استاد شكرا... صنيع زاده بسط و توسعه يافت و شاگرداني در اين مكتب تربيت شدند كه هر يك كانون ديگري در هنر مينا بوجود آوردند.

بيشتر اشيايي كه مينا سازان فعلي به بازار عرضه مي كنندعبارتست از گوشواره، گلوبند، انگشتر، جعبه هاي بزرگ و كوچك آرايش زنانه، قوطي سيگار، جعبه هاي خاتم كاري و مينا كاري، بشقاب مينا، گلدان مينابه اندازه هاي مختلف، تابلوهاي بزرگ و كوچك ميناكاري كه با هنرهاي ديگر مانند طلا كاري و خاتم كاري و مينياتور تركيب مي شود. روي اشياء طلايي و نقره اي هم مي توان مينا كاري كرد ولي اساساً مينا كاري روي مس انجام مي شود.

· كاشي سازي: كاشي سازي يكي از اصلي ترين صنايع دستي اصفهان است. در اين فرآورده ها ويژگي طرحها و نقشهاي قديمي به خوبي حفظ شده است و حتي امروز هم خواستاران بسياري دارد. از ديگر هنر هايي كه با استفاده از كاشي در اين استان انجام مي گيرد كاشي معرق مي باشدكه عبارت از بريدن و خرد كردن كاشي و در كنار هم قرار دادن آنهاست. از آنجاكه نقشهايي كه روي كاشي ها پياده مي شود تا حدي پيچيده است كاشي سازها نمي توانند آنها را به صورت ذهني ترسيم كنند، از اين رو صنعتگران طرحهاي مورد نظر را به طراحان سفارش مي دهند. پس از اينكه طرح مورد نظر تهيه شد صنعتگران آنرا روي كاشي پياده مي كنند. براي اين منظور طرح مورد نظر را روي كاشي ساده كه قبلاً آماده شده قرار مي دهند و سپس روي خطوط طرح، سوزن فرو مي كنند و به اين ترتيب خطوط نقشه در جاي سوزن باقي مي ماند كه باريختن گرد زغال روي منفذهاي ايجاد شده، شكل و طرح مورد نظر برروي كاشي انتقال داده مي شود. پس از آن خطوط را بر حسب ذوق و سليقه رنگ آميزي كرده و جهت پخت به داخل كوره مي گذارند. از اين به بعد محصول آماده عرضه به بازار خواهد بود.

· طلا كوبي روي فولاد: طلاكوبي يكي از شيوه هاي تزيين اشياء و آثار فولادي است كه در شهر اصفهان رواج دارد. از فولاد علاوه بر افزارهاي معمولي اقدام به ساخت علم نيز مي كنند كه مي دانيم آن را پيشاپيش صف عزاداران بويژه در مراسم سوگواري سالار شهيدان حضرت امام حسين (ع)، حركت مي دهند. علم علاوه بر تيغه هاي فولادي معمولاً داراي پيكره هايي از برخي از پرندگان حيوانات ديگر و نيز گلدان، قوطي و شمعدان است كه تمامي آنها به ميله اي كه قاب بر آن تكيه دارد متصل است و برروي تيغه هاي علم بويژه تيغه وسط كه از ساير تيغه ها بلندتر است اسماء مباركه طلاكوبي مي شود.

در حال حاضر طلاكوبي برروي مجسمه هاي پرندگان و حيوانات نظير طاووس، كبوتر، آهو، شير و... (كه در واقع به تقليد از پيكره هايي كه به انواع علم هاي سوگواري متصل است، ساخته و پرداخته مي شود.) نيز صورت مي گيرد.

· قفل سازي: چيزي كه موجب شگفتي هر بيگانه اي كه از ايران ديدن مي كند مي شود همانا نزديكي و پهلوي هم بودن اشياي بسيار كهن و كالاهاي نو و وارداتي است. در مورد قفل و كليد هم همين طور است. قفل كردن خزانه ها و انبارهاي گندم و پرستشگاهها در هزاره دوم ق.م. در مصر و بين النهرين متداول بوده است. قفلي كه قفل ساز ايراني مي سازد نشانه نبوغ فني او در جهات مختلف است. پاره اي از اين قفل ها همانند قفل هاي مصري و يوناني است، برخي ديگر همانند قفل هاي رومي ها است برخي به قفلهاي چيني و هندي مي ماند و تعدادي هم مانند قفلهايي است كه در اروپا از قرون وسطي تا انقلاب صنعتي به كار برده مي شد.

»» قفلهاي ايران را از ديدگاه فني مي توان به رده هاي زير بخش كرد.

الف) قفلهاي ثابت در (كليدون خانه)

1- كلون دان

2- كلون

3- قفل فنر پخش شو

ب) قفل آهن

1- قفل فنر (با كليد پيچي)

2- قفل فنري (با كليد فشاري)

3- قفل لوله (با كليد پيچي)

4- قفل رمز (حرفي بي كليد)

· لاكي روغني: محصولات لاكي روغني مختلف هستند از آن جمله قلمدان سازي است. قلمدان و قلمدان سازي با هنر و فرهنگ ايران رابطه و پيوند ديرينه دارد. چرا كه گرانمايه ترين ميراث هاي نقاشي و نگارگري تذهيب و منبت كاري هنرمندان قديمي ما بر جعبه هاي قلمدان نقش بسته است. از طرفي قلمدان در گذشته اي نه چندان دور مهمترين وسيله كتابت و بهترين عامل برانگيختن و ترغيب مردم طبقات گوناگون به فراگيري آموزش و خطاطي و خوشنويسي بود. قلمدان سازي از عهد صفويه رونق و اعتبار افزوني گرفت. قلمدانهاي اين دوره از جمله اصيل ترين آثار هنري باستان به شمار مي رود.

»» قلمدان ها به طور عمده از سه دسته تشكيل يافته اند (از نظر جنس)

1- قلمدانهاي چوبي

2- قلمدانهاي فلزي

3- قلمدانهاي مقوايي

به طور كلي از لحاظ اندازه قلمدانها بر چهار گونه اند:

الف) كوچك كه به آن نيم بهره نيز مي گويند و ابعاد آن 2*13 سانتيمتر است.

ب) قلمدان متوسط يا يك بهره كه ابعاد آن7/3*21 سانتيمتر است.

ج) قلمدان عادي كه دوبهره نيز ناميده مي شود و ابعادش 4/4*5/23 سانتيمتر است.

د) قلمدانبزرگ كه تقريباً به اندازه جعبه قلمدان است به ابعاد 5/5*28 و سه بهره نام دارد.

از قلمدان سازان معروف كه قلمدان مقوايي مي ساختند. كه در دوره قاجار شهرت داشتندمي توان به ميرزا ابوالقاسم طباطبائي، مشهدي حسن تهراني، عبدالحسين مقوا ساز اصفهاني و كريم مقوا ساز اشاره كرد.

از محصولات ديگر لاكي روغني مي توان به جلد سازي و قاب آئينه اشاره كرد.

به لاكي روغني هايي كه از جنس كاغذ تهيه مي شود پاپيه ماشه هم مي گويند، پاپيه ماشه كه اساساً واژه اي فرانسوي است و در فرهنگهاي لغت به معني كاغذ فشرده آمده، معمولاً به اشيايي مقوايي كه سطح آنها به وسيله نگارگري تزيين و با لاك مخصوص پوشش يافته است اطلاق مي شود. سابقه اين نوع هنر كه در گذشته «نقاشي روغن» يا «لاكي» ناميده مي شد، چندان روشن نيست، ليكن از آثار موجود در موزه ها چنين استنباط مي شود كه تا بعد از دوره سلجوقيان كليه كتابهاي خطي داراي جلد چرمي ساده يا ضربي و فاقد هر نوع تزئينات اسليمي بوده است.

در دوره ايلخاني نيز كه شهر هرات مركز عده تحقيقات و تأليفات بوده و جلد كتاب بسيار معتبر از نوع سوخت و جلد كتاب عادي معمولاً چرمي سادهيا ضربي و فاقد هر نوع تزئينات اسليمي بوده است.

در دوره ايلخاني كه شهر هرات مركز عمده تحقيقات و تأليفات بوده و جلد كتاب بسيار معتبر از نوع سوخت و جلد كتاب عادي معمولاً چرمي ساده يا ضرب بوده وبراي تزئين كتب علاوه برنقوش اسليمي ازخطوط ختايي استفاده مي شده و ظاهراً تا آن زمان پاپيه ماشه در ايران رواجي نداشته ولي اسناد معتبري در دست است كه نشان مي دهد اين هنر از دوره صفويه به ايران راه يافته و به موازات ساير انواع صنايع دستي شكل گرفته و متكامل شده است.

· سوزندوزي اصفهان: اين «هنر- صنعت» توليدش در انحصار زنان و دختران خانه دار است.

در حال حاضر از اين هنر علاوه بر كلاه براي تهيه زير ليواني، كمربند، كفش، جليقه استفاده به عمل مي آيد. طرحهاي سوزندوزان عموماً ذهني و ملهم از برداشتها و بينشهاي مشخص هنرمندان از محيط طبيعت است و بيشتر شامل گل بوته هاي تمثيلي مي شود.

· صحافي: عبارتست است از عمل اتصال همه برگهاي كتاب و قراردادن آنها در پوشش و محافظ به نام جلد كه مي تواند با دست يا با ماشين باشد. البته اين كار در قديم بيشتر توسط دست هنرمندان با ذوق انجام مي گرفت و هر هنرمند با ذوق و استعداد آثاري هنري خلق مي كرد كه نمونه هاي آنها هم اكنون درموزه ها موجود است.

قديميترين نسخه هاي جلد شده، از روايتهاي انجيل بود كه مربوط به شش قرن بعد از ميلاد است كه در مصر نوشته و كاغذ آن از جنس پاپيروس است. كه روي آن را از چرم مي پوشاندندو براي بستن آن از چرم استفاده مي كردند.

جلدها را از نظر نوع ساخت آن به انواع مختلف ميتوان تقسيم كرد كه هر كدام از روشها به مرور زمان در اثر پيشرفت هنر جلد سازي بوجود آمده است.

1- جلدهاي سوخت

2- جلدهاي ضربي

3- جلدهاي لاكي

· ضريح سازي: در اصطلاح فارسي ضريح را صندوقي بر قبر و حفاظي گرداگرد قبر معنا كرده اند. كه بعضاً با عناويني چون صندوق حايل حفاظ محجر نيز همراه است. در فرهنگ فارسي امروز چنين آمده است: ضريح صندوقي مشبكي است كه برروي مزار اوليا و قدسيان نصب مي كنند.

نكاتي كه در ساخت ضريح بايد رعايت شود: عامل تقدس، عدم كاربرد صورت در نقوش، كتيبه هاي قرآني و طلا، آوردن سوره هاي ياسين، الرحمن (آيه تطهير، آيه نور، عددهاي بكاررفته و سمبل آنها، ذكر نام باني و تاريخ ساخت آن، علامتي به عنوان شاخص ضريح و صاحب آن، ديگر مدفونين در ضريح)

ضريح از نظر فرم، محفظه اي است مكعب مستطيل با عرض و طول و ارتفاع متغير كه اغلب پلان آن مستطيل است و در نگاه اول چون اتاقكي فضاي داخل مقبره را از اطراف جدا نموده است.

اجزاء متشكله ضريح به ترتيب: بدنه و اسكلت، پيكره هاي سنگي، ستونها، پايه ستون، گوي ماسوره ها، لچكي ها، ترنجها، كتيبه هاي نقره، حواشي برجسته كاري، كتيبه هاي طلامشبكهاي طلايي، زهوارها، ميخهاي تزييني، گلدانها، نقاشي هاي داخل ضريح، پارچه روي سقف مزار.

هنرهاي تشكيل دهنده مجموعه هنري ضريح:

طراحي و نقاشي سنتي، درودگري، مرصعكاري و ترصيع، زرگري، سازندگي، بافت، ترمه بافي و رودوزي، قلمزني و سبكهاي مختلف آن، مينا سازي، حجاري، خطاطي.

استادان ضريح ساز شهر اصفهان عبارتند از: استاد حسين پرورش، استاد اصغر مباشرپور، استاد مهدي ذوفن، استاد حاج محمد تقي ذوفن و استاد كميليان، استاد محمد علي فرشيد، استاد علي واليان، استاد سطوت، استاد علي حاج زرگر باشي، استاد ديناري.

· فيروزه كوبي: فيروز كوبي يكي از معدود رشته هاي صنايع دستي است كه سابقه تاريخي چنداني نداشته و در حال حاضر هم توليد محدودي دارد و همين امر باعث آن گرديده تا فيروزه كوبي آنگونه كه بايد شناخته نشده باشد هر چند كه زيبايي و گيرايي يك محصول خوب صنايع دستي را با خود دارد.

قدمت فيروزه كوبي به حدود 70سال قبل مي رسد و در آن زمان صنعتگري بنام«يوسف حكيمان» معروف به محمد رضا در مشهد كار فيروزه كوبي بر روي زينت آلاتي نظير دستبند، گل سينه، گوشواره... را شروع كرد. و حدود 20 سال بعد اين صنعت توسط صنعتگر ديگري بنام«حاج داداش» از مشهد به اصفهان برده شد. در حال حاضر صنعت دستي فيروزه كوبي فقط در اصفهان رايج و صنعتگران شاغل در اين رشته نيز همچون توليد آن محدود است.

در اصفهان فيروزه كوبي صرفنظر از جواهرات در ظروفي مانند بشقاب، ليوان، كاسه و گلاب پاش و... نيز مورد استفاده قرارمي گيرد. يكي از كارهاي جنبي صنعت فيروزه كوبي تهيه«زيرساخت» است كه در كارگاه زرگري و به طور جداگانه صورت مي گيرد.

يك فرآورده فيروزه كوب اعم از زيور آلات و يا ظروف عبارت از شيئي است مسي، برنجي، نقره اي و يا برنزي كه ذرات و قطعات ريز سنگ فيروزه بر قسمتهايي از سطوح آن به فرم موزاييك در كنار هم نشانده شده و به اين ترتيب جلوه اي خاص به آن بخشيده مي شود. ساخت و پرداخت چنين فرآورده اي شامل دو مرحله كلي است:

الف) زرگري

ب) فيروزه كوبي

صنعتگر توليد كننده فيروزه كوب در مراحل مختلف كار از ابراز كار و وسايلي نيز بهره مي گيرد كه عمدتاً شامل قالب، چكش، دريل، چراغ گاز، چراغ بنزيني، گاز انبر، انبردست، پنس، منقاش، لوله هاي مختلف فلزي، سوهان و سنگ سمباده است.

نكته حايز اهميت در فيروزه كوبي در درجه نخست نصب صحيح فيروزه برروي فلز است به گونه اي كه داراي قدرت كافي بوده و هنگام پرداخت قطعات فيروزه از آن جدا نشود و ديگر اينكه هر چه ظرف فيروزه كوبي شده پركارتر باشد و قطعات سنگ منظم تر در كنار يكديگر نصب شده باشد و فاصله زيادي در بين قطعات فيروزه ديده نشود كار داراي ارزش هنري بيشتري است.
تاریخ به روز رسانی: 1393/07/28
تعداد بازدید: 24009
امتیازدهی
میانگین امتیازها:1 تعداد کل امتیازها:4
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
كليه حقوق اين پايگاه متعلق به استانداري استان اصفهان ميباشد.
Powered by DorsaPortal